
|
|
||
|
میر حسین موسوی در سخنرانی خود گفته بود در این ۲۰سال فقط در ۴سال اخیر احساس خطر کردم و به همین خاطر به میدان آمدم.... وحال سوال من از این سید و به اصطلاح حامی اسلام این است که آیا در سالهایی که در مطبوعات به اسلام اهانت شد ایشان احساس خطر نکردند... نمونه هایی از اسلام ستیزیدر دوران آقای خاتمی دوست صمیمی و حامی میرحسین...!!! متأسفانه در دوران معاصر و در سال های اخیر٬ نمونه هایی از این فضیلت ستیزی را در مورد ساحت مقدّس ائمه اطهار علیهم السلام در عرصه مطبوعات نظاره می کنیم٬دریغا و شگفتا!واینک مواردی چند: این هم اظهارات حامیان میرحسین موسوی در باب اسلام و اهل بیت تعجب نکنید اطلاحات یعنی دین ستیزی و توهین به اهل بیت هفته نامه راه نو٬در مرداد ۱۳۷۷ ٬در صفحه ۱۸ مینویسد: پیامبر و ائمه٬فقط در برهه ای از زمان٬صلاحیت مرجعیت را داشته اند. هفته نامه توانا٬در شماره ۲۸ صفحه ۱۱ می آورد: اعتماد به عصمت٬مدعایی معیوب و مخدوش است. روزنامه صبح امروز در تاریخ ۰۸/۰۲/۷۸ می نویسد: برخی از متکلمان٬ولایت را گوهر نبوت دانسته و ولایت را به معنای حجت بودن شخصیت نبی در نظر گرفته و خاتمیت را به معنای پایان یافتن حجت بودن شخصیت دانسته اند.از این رو٬با ختم نبوت٬دیگر شخصیت هیچ کس حجت نیست. عبدالکریم سروش در ماهنامه کیان٬در بهمن ۷۷ می آورد: ولایت٬منحصر در شخص نبی اکرم است وبا رفتن او٬ولایت نیز خاتمه می یابد.او خاتم نبوت و خاتم ولایت بود.ولایت پیامبر٬بعد از او به کسی منتقل نشده است. روزنامه صبح امروز با طعن به حادثه جانگداز کربلا و عاشورا٬آن را عکس العمل طبیعی کینه ها و عقده های بر جا مانده از بدر و حنین دانسته و در ۲۳/۲/۷۸ در مقاله«خون به خون شستن محال آمد محال» می نویسد: پیامبر در بدر و حنین و...به حق٬بر کفار و مشرکین و معاندان شمشیر زد و در واقع٬گفتار و کردار و رفتار نبی٬دلیل و حجت است٬اما آیا جنگ های جبهه حق علیه باطل٬پیامدهای ناخواسته یا آثار وضعیه به دنبال ندارد؟کینه ها و عقده های به جای مانده از بدر و حنین٬در کجا سر باز خواهند کرد؟...خشونت٬ فرزند خشونت است و درخت خشونت٬میوه هایی جز خشونت به بار نمی آورد.هیچ کس حق ندارد به صرف این که خود را حق٬و دیگران را باطل بداند٬دست به خشونت بزند و در صدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی برآید. روزنامه همشهری در تاریخ ۳۱/۲/۷۸ می نویسد: حرکت این فرمانده شجاع(حرّ) را می توان از رویه دیگری نیز بررسی کرد و آن ٬پرهیز از خشونت و تحلیل عقلانی ماجرای کربلا و تشویق طرفین ماجرا به مدارا با یکدیگر است. همین روزنامه٬پیش از این در تاریخ ۳۱/۱/۷۸ نوشت: سپاه امام حسین نیز اهل خشونت بود. روزنامه نشاط در تاریخ ۳۰/۱/۷۸ آورده است: زیارتنامه های امام حسین٬وسیله انتقال کینه توزی شیعیان است.زیارتنامه های امام حسین٬عامیانه و شامل انتقام گیری و اختلاف انگیز است. عبدالکریم سروش٬در تاریخ یاد شده٬درهمین روزنامه می نویسد: در تحلیل های معرفت اندیش٬خوشبختانه٬عنصر انتقام گیری و تحریک بسیار کم است٬بر خلاف تحلیل های مصلحت اندیشانه و عامیانه٬که هم بر تحریک عواطف متکی و مبتنی است و هم متضمن عنصر انتقام گیری و کینه و اختلاف انگیزی است که بس مایه تأسف است...حتی در زیارتنامه ها و دعاهایی که در کتاب های دعا آمده است٬این عنصر خونخواهی و انتقام گیری را می بینیم...حتی کسانی یکی از رسالت های امام عصر٬پس از ظهور را انتقام از قاتلان اباعبدالله می دانند...طرفداران فزرند پیامبر....در دل خودشان آتش کینه را شعله ور نگه می داشتند...لذا در مقابل آن دشمنان بالقوه٬دعاها و زیارتنامه ها پدید آوردند و نسلاْ بعد نسل٬این کینه و این آرزوی انتقام را به یکدیگر منتقل کردند..در این زمان٬نه از دولت امویان و عباسیان خبری است٬نه دشمنان و کشندگان بالفعل و نه اعقاب و نسل های بعد از آن٬هیچ کدام در صحنه وجود نیستند.هنوز هم از داستان حسین استفاده کردن وعنصر انتقام و کینه توزی و عنصر خشوتن و خون ریزی را زنده نگه داشتن٬از طریق تحریک عواطف٬دشمنان عینی و غیر عینی٬موهوم و غیر موهوم تراشیدن و این حادثه را خرج آن کردند٬شایسته نیست. این روزنامه٬در همان تاریخ می نویسد: شیعیان برای استفاده خود٬برآن (عاشورا)تأکید فراوان ورزیدند و کوشیدند تا نور و فروغ این حادثه خاموش نشود...در روزگار حاضر٬هیچ یک از این عوامل عاطفی٬دیگر به کار نمی آید! ترویج روحیه شهادت طلبی٬ترویج خشونت و خون ریزی است.!! روزنامه صبح امروز در تاریخ ۵/۲/۷۸ می نویسد: تأسی به امام حسین در شهادت طلبی٬نوعی نگرش خشونت گرایانه است.!! روزنامه ایران در تاریخ ۱/۷/۷۷ در صفحه۱۰می نویسد: عقیده به فطری بودن دین٬منشأ خشونت است.!! روزنامه نشاط در ۲/۶/۷۸ در مقاله «آیا خشونت دولتی مجاز است؟» حکم اعدام و به صورت ضمنی٬حکم قصاص را غیر انسانی٬خشن و موهن شمرده و این چنین به مفاد آیه محاربه(مائده آیه۳۳)می تازد: کدام جریان مصلح دینی٬در تاریخ بشر٬با دست و پا بریدن از چپ وراست٬به اهداف خویش دست یافته است؟ روزنامه زن در تاریخ ۹/۹/۷۷ آورده است: حکم سنگسار٬بر خلاف عقل و فطرت انسانی است و زنا صرفاْ یک لغزش نفسانی دو نفر نسبت به هم است. روزنامه صبح امروز در شهریور ۷۸ پا را از این فراتر گذارده و در یک موضع گیری ناشیانه آورده است: در تعارض تکالیف دینی و حقوق بشر٬حقوق بشر مقدم است.!! روزنامه زن در تاریخ ۲۸/۹/۷۷ در صفحه ۱۱ مینویسد: در فرهنگ ملی ما چادر یک حجاب برتر نیست...در حالت گذار از سنت به مرحله مدرنیته هستیم که زنان مشارکت های بیش تری در جامعه پیدا می کنند و می روند که سنت های متعلق به گذشته را پس بزنند. ماهنامه زنان٬که باید مروّج زن نمونه و فرهنگ دینی در جامعه باشد٬در شماره ۵۹٬صفحه ۳۵ خود می نویسد: گفتار فاطمه نمی تواند الگوی زنان امروز باشد.!!!!!!!!!!! فصلنامه نگاه نو در شماره ۳۶ خود می نویسد: اباحه گری جزو لا ینفک جامعه مدنی است و اگر می خواهید در تشکیل جامعه مدنی سهیم باشید٬موسیقی بیاموزید٬سازتان را نه در خلوت انس٬بلکه بر سر کوچه ها بنوازید. همان نشریه می آورد: مشکل جامعه ما٬کمبود متخصص فیزیک و شیمی نیست٬کمبود کسانی است که سیرک و قطار شادی راه بیندازند٬آوازی بخوانند٬سازی بنوازند٬نقشی بنگارند و دستی بر افشانند. آیا این همه جسارت ارزش اعتراض نداشت ؟؟؟؟!!!!!!!
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 0:21 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام
|
|
||