
|
|
||
|
«اِنّا لله وَانَّا اِلیهِ راجِعونَ وَ الحَمدُلله ربِّ العالمین...اِنّی خَفِقتُ بِرَأسی فَعَنَّ بی فارِسٌ وَ هُو یَقُولُ:اَلقَومُ یَسرُونَ وَ المَنایا تَسرِی اِلَیهِم فَعَلِمتُ اَنَّها اَنفُسُنا نُعِیَت اِلَینا...جزاکَ اللهُ مِن وَلَدٍ خَیرَ ما جَزَی وَلَداْ عن والِدِهِ» (۱) در منزل قصر بن مقاتل و در اواخر شب٬ امام دستور داد جوانان مشکها را پر از آب کردند وبه سوی منزل بعدی حرکت نمودند٬به هنگامی که قافله در حرکت بود صدای امام به گوش رسید که کلمه استرجاع را مکرر بر زبا میراند«اِنّا لله وَ انَّا اِلیهِ راجِعونَ وَالحَمدُلله ربِّ العالمین.» حضرت علی اکبر فرزند دلیر و شجاع آن حضرت از انگیزه این استرجاع سؤال نمود. امام این چنین پاسخ داد:«اِنِّی خَفِقتُ بِرَأسی...٬من سرم را به زین اسب گذاشته بودم که خواب خفیفی بر چشمم مسلط شد٬در این موقع صدای هاتفی به گوشم رسید که می گفت:این جمعیت در این هنگام شب در حرکتند مرگ نیز در تعقیب آنهاست و برای من معلوم گردید که این ٬خبر مرگ ماست.» حضرت علی اکبر عرضه داشت:لا اَراکَ اللهُ بِسُوءٍ ألَسنا عَلَی الحَقِّ؟خدا حادثه بدی پیش٬نیاورد مگر ما بر حق نیستیم؟ امام فرمود:بلی به خدا سوگند که ما بجز در راه حق قدم بر نمی داریم. علی اکبر عرضه داشت:«اِذاْ لا نُبالی اَن نَمُوتَ مُحِقّینَ٬اگر بناست در راه حق بمیریم ترسی از مرگ نداریم.» امام در این هنگام او را دعا نمود و چنین فرمود:«خداوند برای تو بهترین پاداش فرزندی را عنایت کند.» آری اگر کشتن و کشته شدن و قیام و انقلاب در راه حق باشد٬از چنین مرگی ترسی نیست و این درسی است که مکتب حسین بن علی علیه السلام نه تنها برای فرزندش بلکه برای تمام پیروانش آموخته است که: مرگ اگر مرد است گو پیش من آی تـــا در آغـــوشش بگــیرم تـنگ تنگ
۱.انساب الأشراف٬ج۳ص۱۸۵.طبریج۷ص۳۰۶.کامل ابن اثیر ج۳ص۲۸۲.مقتل خوارزمی ج۱ص۲۲۶.طبقات ابن سعد. ولی مرحوم سید بن طاووس در لهوف می گوید که:این جریان در منزل ثعلبیه بوده است. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 22:35 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام
|
|
||
|
|
||
|
پرسیدم از هلال چــرا قامتت خــم است آهـی کشید و گفت که ماه محرم است
گــویا طـلـوع می کــند از مـغرب آفـــتــاب کــاشوب در تــمامـــی ذرات عــالم است گـــر خـوانمش قـیامت دنـــیا بعید نیست این رستاخیز عام که نامش محرم است
پیراهن مشکی مرا دوخته زهرا با دست شکسته که مداوا شدنی نیست
ما اهل روضه زنده به بوی محرمیم... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 0:11 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام
|
||
|
|
||
|
متأسفانه در دوران معاصر و در سال های اخیر٬ نمونه هایی از این فضیلت ستیزی را در مورد ساحت مقدّس ائمه اطهار علیهم السلام در عرصه مطبوعات نظاره می کنیم٬دریغا و شگفتا!واینک مواردی چند: هفته نامه راه نو٬در مرداد ۱۳۷۷ ٬در صفحه ۱۸ مینویسد: پیامبر و ائمه٬فقط در برهه ای از زمان٬صلاحیت مرجعیت را داشته اند. هفته نامه توانا٬در شماره ۲۸ صفحه ۱۱ می آورد: اعتماد به عصمت٬مدعایی معیوب و مخدوش است. روزنامه صبح امروز در تاریخ ۰۸/۰۲/۷۸ می نویسد: برخی از متکلمان٬ولایت را گوهر نبوت دانسته و ولایت را به معنای حجت بودن شخصیت نبی در نظر گرفته و خاتمیت را به معنای پایان یافتن حجت بودن شخصیت دانسته اند.از این رو٬با ختم نبوت٬دیگر شخصیت هیچ کس حجت نیست. عبدالکریم سروش در ماهنامه کیان٬در بهمن ۷۷ می آورد: ولایت٬منحصر در شخص نبی اکرم است وبا رفتن او٬ولایت نیز خاتمه می یابد.او خاتم نبوت و خاتم ولایت بود.ولایت پیامبر٬بعد از او به کسی منتقل نشده است. روزنامه صبح امروز با طعن به حادثه جانگداز کربلا و عاشورا٬آن را عکس العمل طبیعی کینه ها و عقده های بر جا مانده از بدر و حنین دانسته و در ۲۳/۲/۷۸ در مقاله«خون به خون شستن محال آمد محال» می نویسد: پیامبر در بدر و حنین و...به حق٬بر کفار و مشرکین و معاندان شمشیر زد و در واقع٬گفتار و کردار و رفتار نبی٬دلیل و حجت است٬اما آیا جنگ های جبهه حق علیه باطل٬پیامدهای ناخواسته یا آثار وضعیه به دنبال ندارد؟کینه ها و عقده های به جای مانده از بدر و حنین٬در کجا سر باز خواهند کرد؟...خشونت٬ فرزند خشونت است و درخت خشونت٬میوه هایی جز خشونت به بار نمی آورد.هیچ کس حق ندارد به صرف این که خود را حق٬و دیگران را باطل بداند٬دست به خشونت بزند و در صدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی برآید. روزنامه همشهری در تاریخ ۳۱/۲/۷۸ می نویسد: حرکت این فرمانده شجاع(حرّ) را می توان از رویه دیگری نیز بررسی کرد و آن ٬پرهیز از خشونت و تحلیل عقلانی ماجرای کربلا و تشویق طرفین ماجرا به مدارا با یکدیگر است. همین روزنامه٬پیش از این در تاریخ ۳۱/۱/۷۸ نوشت: سپاه امام حسین نیز اهل خشونت بود. روزنامه نشاط در تاریخ ۳۰/۱/۷۸ آورده است: زیارتنامه های امام حسین٬وسیله انتقال کینه توزی شیعیان است.زیارتنامه های امام حسین٬عامیانه و شامل انتقام گیری و اختلاف انگیز است. عبدالکریم سروش٬در تاریخ یاد شده٬درهمین روزنامه می نویسد: در تحلیل های معرفت اندیش٬خوشبختانه٬عنصر انتقام گیری و تحریک بسیار کم است٬بر خلاف تحلیل های مصلحت اندیشانه و عامیانه٬که هم بر تحریک عواطف متکی و مبتنی است و هم متضمن عنصر انتقام گیری و کینه و اختلاف انگیزی است که بس مایه تأسف است...حتی در زیارتنامه ها و دعاهایی که در کتاب های دعا آمده است٬این عنصر خونخواهی و انتقام گیری را می بینیم...حتی کسانی یکی از رسالت های امام عصر٬پس از ظهور را انتقام از قاتلان اباعبدالله می دانند...طرفداران فزرند پیامبر....در دل خودشان آتش کینه را شعله ور نگه می داشتند...لذا در مقابل آن دشمنان بالقوه٬دعاها و زیارتنامه ها پدید آوردند و نسلاْ بعد نسل٬این کینه و این آرزوی انتقام را به یکدیگر منتقل کردند..در این زمان٬نه از دولت امویان و عباسیان خبری است٬نه دشمنان و کشندگان بالفعل و نه اعقاب و نسل های بعد از آن٬هیچ کدام در صحنه وجود نیستند.هنوز هم از داستان حسین استفاده کردن وعنصر انتقام و کینه توزی و عنصر خشوتن و خون ریزی را زنده نگه داشتن٬از طریق تحریک عواطف٬دشمنان عینی و غیر عینی٬موهوم و غیر موهوم تراشیدن و این حادثه را خرج آن کردند٬شایسته نیست. این روزنامه٬در همان تاریخ می نویسد: شیعیان برای استفاده خود٬برآن (عاشورا)تأکید فراوان ورزیدند و کوشیدند تا نور و فروغ این حادثه خاموش نشود...در روزگار حاضر٬هیچ یک از این عوامل عاطفی٬دیگر به کار نمی آید! ترویج روحیه شهادت طلبی٬ترویج خشونت و خون ریزی است.!! روزنامه صبح امروز در تاریخ ۵/۲/۷۸ می نویسد: تأسی به امام حسین در شهادت طلبی٬نوعی نگرش خشونت گرایانه است.!! روزنامه ایران در تاریخ ۱/۷/۷۷ در صفحه۱۰می نویسد: عقیده به فطری بودن دین٬منشأ خشونت است.!! روزنامه نشاط در ۲/۶/۷۸ در مقاله «آیا خشونت دولتی مجاز است؟» حکم اعدام و به صورت ضمنی٬حکم قصاص را غیر انسانی٬خشن و موهن شمرده و این چنین به مفاد آیه محاربه(مائده آیه۳۳)می تازد: کدام جریان مصلح دینی٬در تاریخ بشر٬با دست و پا بریدن از چپ وراست٬به اهداف خویش دست یافته است؟ روزنامه زن در تاریخ ۹/۹/۷۷ آورده است: حکم سنگسار٬بر خلاف عقل و فطرت انسانی است و زنا صرفاْ یک لغزش نفسانی دو نفر نسبت به هم است. روزنامه صبح امروز در شهریور ۷۸ پا را از این فراتر گذارده و در یک موضع گیری ناشیانه آورده است: در تعارض تکالیف دینی و حقوق بشر٬حقوق بشر مقدم است.!! روزنامه زن در تاریخ ۲۸/۹/۷۷ در صفحه ۱۱ مینویسد: در فرهنگ ملی ما چادر یک حجاب برتر نیست...در حالت گذار از سنت به مرحله مدرنیته هستیم که زنان مشارکت های بیش تری در جامعه پیدا می کنند و می روند که سنت های متعلق به گذشته را پس بزنند. ماهنامه زنان٬که باید مروّج زن نمونه و فرهنگ دینی در جامعه باشد٬در شماره ۵۹٬صفحه ۳۵ خود می نویسد: گفتار فاطمه نمی تواند الگوی زنان امروز باشد.!!!!!!!!!!! فصلنامه نگاه نو در شماره ۳۶ خود می نویسد: اباحه گری جزو لا ینفک جامعه مدنی است و اگر می خواهید در تشکیل جامعه مدنی سهیم باشید٬موسیقی بیاموزید٬سازتان را نه در خلوت انس٬بلکه بر سر کوچه ها بنوازید. همان نشریه می آورد: مشکل جامعه ما٬کمبود متخصص فیزیک و شیمی نیست٬کمبود کسانی است که سیرک و قطار شادی راه بیندازند٬آوازی بخوانند٬سازی بنوازند٬نقشی بنگارند و دستی بر افشانند. نقل بیشتر این گونه سخنان٬ما را از هدف اصلی و موضوع دور می کند.از این رو به همین مقدار بسنده کرده و فصل الخطاب این قسمت را به بخشی از موضع گیری های هوشمندانه رهبر معظم انقلاب اسلامی٬حضرت آیت الله خامنه ای ٬در رویارویی با این شبیخون فرهنگی اختصاص می دهیم: من بعضی از این مطبوعات و روزنامه ها و آدم های تازه به دوران رسیده را میبینم که خیال می کنند هنری است که ما کشور را به حالت ابتذال قبل از انقلاب بکشانیم٬این ها در این جهت دارند سعی می کنند٬چقدر غفلت است!چقدر تأسف آور است!(روزنامه جمهوری۱۴/۲/۷۷) و در تاریخ ۱/۲/۷۹ در جمع جونان٬در مصلای تهران می فرمایند: بعضی از این مطبوعاتی که امروز هستند٬پایگاه های دشمنند٬همان کاری را می کنند که رادیو و تلویزیون های بی بی سی و امریکا و رژیم صهیونیستی می خواهند بکنند. و سرانجام با یادی از آن عزیز سفر کرده٬بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران٬حضرت امام خمینی توصیه هایی از ایشان را درباره مطبوعات٬آویزه گوش می کنیم: اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی٬در حال و آینده و رئیس جمهور و رؤسای جمهور ما بعد و به شورای نگهبان و شورای قضائی و دولت٬در هر زمان آن است که نگذارند این دستگاه های خبری و مطبوعات و مجله ها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند و باید همه بدانند که آزادی به شکل غربی آن٬که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود٬از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالت و سخنرانی ها و کتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است و بر همه مسلمانان جلوگیری از آن ها واجب است و از آزادی های مخرب باید جلوگیری شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه بر خلاف مسیر ملت و کشورهای اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است٬به طور قاطع اگر جلوگیری نشود٬همه مسؤول می باشند و مردم و جوانان حزب اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند٬به دستگاه های مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند٬خودشان مکلف به جلوگیری هستند.خداوند تعالی مددکار همه باشد.(صحیفه انقلاب ص۲۸)
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 23:47 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام
|
|
||