تبليغاتX
یا فاطمه من عقده دل وا نکردم

JavaScript Codes

حب حــيدر دارم و ایـن بـاشدم دار و ندار

روی قلبم حک شده نامش مدال افتخار

کوری چشم عدو گویم دمـادم تــا ابـــد

لافــتی الا علی لا ســیف الا ذوالفقـار

یادگاری از سجاد

تمام لذت عمرم همین است

فقط حیدر امیرالمومنین است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 16:59  توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام 

عید ولایت عهدی مولا علی علیه السلام مبارک

علی بر عرش بالا بی نظیر است

علی بر عالم و آدم امیر است

به عشق نام مولایم نوشتم

چه عیدی بهتر از عید غدیر است

امروز فقط میخوام بگم به اهل سنت

به خدایی که میپرستند برند تحقیقی کنند

روایت غدیر رو علامه امینی رحمت خدا بر او باد از ۳۶۰ طریق نقل کرده

به عقل کسی که شک در مورد ولایت عهدی مولا کنه باید شک کرد 

 بگو سنی کند توبه مسلمانی ز سر گیرد

به زیر پا نهد کفر و ولایت را به سر گیرد

وگر خواهد که نیکو گردد او را عاقبت باید

به هر دم لعن عثمان و ابوبکر و عمر گیرد

 قابل توجه اهل سنت

به والله قسم برید تحقیق کنید

به والله قسم اگر تحقیق کنید پی به حقانیت امیرالمومنین علی علیه السلام

و پی به بطلان وظلالت ابوبکر و عمر و عثمان می رسید

به خدا قسم شرط ورود به بهشت فقط ولایت مولا علی علیه السلام

و بغض و عداوت با عمر و عثمان و ابوبکر (لعنت خدا بر آنان باد) میباشد.

جبریل امین این ملک پاک سـرشت

بـر فوق در بهشت این جمله نوشت

بر خــصم علی ورود اکـیدآ ممنوع

ازآن محبــان علی بــــاد بــهشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 13:8  توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام  | 

عیدی شیعیان 

 

شیعه خبرنگار غدیرست در جهان

کفش تمام شیعه نثار عدوی تو

یادگاری محمد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 14:48  توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام  | 

مروان بن حکم از کسانی بود که می گفت:دفاعی که علی از عثمان کرد٬هیچ کس نکرد.با وجود این٬ لعن امام علیه السلام وِرد زبان او بود. وقتی به او اعتراض کردند که با چنین اعتقادی درباره علی٬چرا به او ناسزا می گویی٬در پاسخ گفت:پایه های حکومت ما٬جز با کوبیدن علی و سبّ ولعن او محکم و استوار نمی گردد.برخی از آنان با آنکه به پاکی وعظمت وسوابق درخشان علی علیه السلام معتقد بودند٬ولی برای حفظ مقام و موقعیت خود٬به علی و فرزندان او ناسزا می گفتند.

عمربن عبدالعزیز می گوید:

پدرم فرماندار مدینه و از گویندگان توانا و سخن سرایان نیرومند بود و خطبه نماز را با کمال فصاحت و بلاغت ایراد می کرد٬ولی از آنجا که طبق بخشنامه حکومت شام٬ناچار بود در میان خطبه نماز٬علی و خاندان او را لعن کند٬هنگامی که سخن به این مرحله می رسید٬ناگهان در بیان خود دچار لنکنت میشد و چهره او دگرگون می گشت و سلاست سخن را از دست می داد.من از پدرم علت را پرسیدم. گفت:اگر آنچه را من از علی می دانم٬دیگران نیز می دانستند٬کسی از ما پیروی نمی کرد٬و من با توجه به مقام منیع علی٬به او ناسزا می گویم٬زیرا برای حفظ موقعیت آل مروان ناچارم چنین کنم.(ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه ج۱۳ص۲۲۱)

قلوب فرزندان امیّه مالامال از عداوت علی علیه السلام بود.وقتی گروهی از خیراندیشان٬به معاویه توصیه کردند که دست از این کار بردارد٬گفت:این کار را آن قدر ادامه خواهیم داد که کودکان ما با این فکر بزرگ شوند و بزرگانمان با این حالت٬پیر!

لعن و سبّ علی ٬شصت سال٬بر فراز منابر و در مجالس وعظ و خطابه و درس و حدیث٬در میان خطبا و محدثان وابسته به دستگاه معاویه ادامه داشت و به اندازه ای مؤثر افتاد که میگویند:روزی حَجّاج به مردی تندی کرد و با او به خشونت سخن گفت و او که فردی از قبیله أزد بود٬رو به حجّاج کرد و گفت:ای امیر!با ما این طور سخن مگو!ما دارای فضیلت هایی هستیم.حجّاج از فضایل او پرسید و او در پاسخ گفت:یکی از فضایل ما این است که اگر کسی بخواهد با ما وصلت کند٬نخست از او می پرسیم که آیا ابوتراب را دوست دارد یا نه!

اگر کوچک ترین علاقه ای به او داشته باشد٬هرگز با او وصلت نمی کنیم.عداوت ما با خاندان علی به حدی است که در قبیله ما مردی پیدا نمی شود که نام او حسن یا حسین باشد٬و دختری نیست که نام او فاطمه باشد.اگر به یکی از افراد قبیله ما گفته شود که از علی بیزاری بجوید٬فورآ از فرزندان او نیز بیزاری می جوید.(فرحة الغری ص۱۳-۱۴)

بر اثر پافشاری خاندان امیّه در کتمان فضائل حضرت علیه السلام و انکار مناقب او٬درست انگاشتن بدگویی درباره آن حضرت٬چنان در دل پیر و جوان رسوخ کرده بود که آن یک عمل مستحب و گاه فریضه ای اخلاقی می شمردند.روزی که عمربن عبدالعزیز بر آن شد که این لکه ننگین را از دامن جامعه اسلامی پاک سازد٬فریاد گروهی از تربیت یافتگان مکتب اموی بلند شد که خلیفه می خواهد سنت اسلامی را از بین ببرد!با این همه٬صفحات تاریخ اسلام گواهی می دهد که نقشه های ناجوانمردانه فزرندان امیه نقش بر آب شد و کوشش های مستمر آنان نتیجه معکوس داد و آفتاب وجود سراپا فضیلت امام علیه السلام از ورای اوهام و القائات خطیبان دستگاه اموی٬به روشنی درخشیدن گرفت.اصرار و انکار دشمن٬نه تنها از موقعیت و محبت آن حضرت٬در دل های بیدار نکاست٬بلکه سبب شد درباره ایشان بیش تر بررسی کنند و به دور از جنجال های سیاسی به قضاوت درباره ایشان بپردازند٬ تا آنجا که عامر٬نوه عبدالله بن زبیر٬دشمن خاندان علوی٬به فرزند خود توصیه کرد از بدگویی درباره علی دست بردارد٬زیرا بنی امیه او را شصت سال٬بر منابر سبّ کردند٬ولی نتیجه ای جز بالا رفتن مقام و موقعیت علی و جذب دل های بیدار٬به سوی وی٬نگرفتند.(ابن ابی الحدید٬شرح نهج البلاغه ج۱۳ص۲۲۱)

پنهان کردن فضائل امیرالمومنین علیه السلام و غرض ورزی در تحلیل حقایق مسلّم درباره آن حضرت٬منحصر به عصر بنی امیه نبود٬بلکه پیوسته این الگوی کامل انسان٬از سوی دشمنان و مغرضان٬مورد تعدی قرار گرفته است٬از جمله٬نویسندگان متعصب٬از حمله و تجاوز به حقوق خاندان علی علیه السلام خود داری نکرده اند وهم اکنون نیز که چهاده قرن از آغاز اسلام می گذرد٬برخی که خود را روشنفکر و آزاد مرد و رهبر نسل نو می پندارند٬با قلم های زهر آگین خود٬به مقاصد اموی کمک می کنند و پرده بر روی فضائل امام علی علیه السلام می کشند.(فروغ ولایت ص۵۴-۵۵)

در قسمت بعد به بررسی بعضی از نوشته ها در مطبوعات و ...می پردازیم...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 23:48  توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام 

الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه مولانا امیرالمومنین علی بن ابیطالب و ائمه المعصومین علیهم السلام

در صفحات تاریخ بشر٬کم تر شخصیتی را همانند علی علیه السلام صاحب این همه فضیلت و عظمت می توان یافت که دوست و دشمن ٬دست به دست هم دهند تا فضایل وصفات بر جسته او را نهان و کتمان کنند و با وجود این ٬نقل مکارم و ذکر مناقب او ٬عالم را پر کند.دشمن٬کینه او را به دل گرفته و از سر بد خواهی٬در کتمان مقامات و مراتب بلند او کوشیده است.دوست او نیز٬که از صمیم دل به او مهر می ورزید٬از ترس آزار ئ اعدام ٬چاره ای نداشت جز آن که لب فرو بندد ودوستی با او را بروز ندهد و سخنی درباره وی بر زبان نیاورد.

تلاش های ناجوانمردانه خاندان اموی٬در از بین بردن آثار و فضائل خاندان علوی٬فراموش ناشدنی است. کافی بود کسی به دوستی علی علیه السلام متهم شود و دو نفر از همان قماش٬که پیرامون دستگاه حکومت ننگین وقت گرد آمده بودند٬به این دوستی گواهی دهند٬آن گاه فورآ نام او را از فهرست کارمندان دولت خذف می شد و حقوق او را از بیت المال قطع می کردند. معاویه در بخشنامه ای به استانداران و فرماندارانش چنین نوشت:

اگر ثابت شد که فردی دوستدار علی و خاندان او است٬نام او را از فهرست کارمندان دولت محو کنید و حقوق قطع و از همه مزایا محرومش سازید.(کتاب سلیم بن قیس ص۱۶۷)

وی در بخشنامه دیگری گام فراتر نهاد و دستور داد گوش و بینی افرادی را که به دوستی خاندان علی تظاهر می کنند٬ببُرند و خانه های آنان را ویران سازند.

در نتیجه این فرمان٬بر ملت عراق و به ویژه کوفیان٬آن چنان فشاری آمد که احدی از شیعیان٬از ترس مأموران مخفی معاویه نمی توانست راز خود را حتی به دوستانش ابراز کند مگر این که قبلآ سوگندش می داد که راز او را فاش نسازد.(ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه ج۱۱ص۴۴(به نقل از فروغ ولایت ص۵۲)

اسکافی در کتاب نقض عثمانیه می نویسد:

دولت های اموی و عباسی٬به فضائل علی علیه السلام حساسیت خاصی داشتند و برای جلوگیری از انتشار مناقب وی٬فقیهان و محدّثان و قضات را احضار می کردند و فرمان می دادند که هرگز نباید درباره مناقب علی علیه السلام سخنی نقل کنند.از این جهت٬گروهی از محدّثان ناچار بودند که مناقب امام را به کنایه نقل کنند و بگویند:مردی از قریش چنین کرد.(ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه ج۱۱ص۴۴)

معاویه بارها به نمایندگان سیاسی خود در استان های سرزمین اسلامی نوشت که٬شهادت شیعیان علی علیه السلام را در هیچ مورد نپذیرند٬اما این سختگیری های بیش از حد نتوانست مانع از انتشار فضائل خاندان علی علیه السلام شود.از این رو٬معاویه برای بار چهارم به استانداران وقت نوشت:

به کسانی که مناقب و فضائل عثمان را نقل می کنند٬احترام کنید و نام و نشان آنان را برای من بنویسید تا خدماتشان را با پاداش های کلان جبران کنم.

این نوید٬ سبب شد که در همه شهرها بازار جعل اکاذیب٬به صورت نقل فضائل عثمان٬ داغ وپررونق شود و راویان فضائل٬از طریق جعل حدیث درباره خلیفه سوم٬ثروت کلانی به چنگ آورند.کار به جایی رسید که معاویه٬خود نیز از انتشار این فضائل بی اساس ناراحت شد و این بار دستور داد که از نقل فضائل عثمان نیز خودداری کنند و به نقل فضائل خلیفه اول و دوم و صحابه دیگر همت گمارند و اگر محدثی درباره ابوتراب فضیلتی نقل کند٬فورآ شبیه به آن را درباره یاران دیگر یامبر جعل و منتشر سازند٬زیرا این کار برای رد براهین شیعیان علی مؤثرتر است.(ابن ابی الحدید٬شرح نهج البلاغه ج۳ص۱۵)

ستمگر چو برف و ستم کش چو کوه

بسی رفت برف و به جا ماند کوه

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 23:27  توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام  | 

خوارزمی در مناقب از رسول خدا صلی الله علیه وآله روایت کرده است که آن حضرت٬درباره فضایل بی شمار حضرت وصی٬امام٬امیرالمومنین علیه السلام فرمود:

لَو أنّ الغیاضَ أقلامٌ وَ البَحرَ مِدادٌ والجنَّ حُسّابٌ والإنسَ کُتّابٌ٬

ما أحصَوا فَضائِلَ عَلِیّ بن أبی طالبٍ.

اگر جنگل ها همه ٬قلم و دریا ها همه٬ مرکّب و جنیان شمارشگر و

انسان ها نگارشگر شوند٬

نمی توانند فضائل علی بن ابیطالب علیه السلام را بر شمرند.

مناقب خوارزمی ص۲ ح۲۳۵

جان عالم به فدات مولا که با این همه کتمان فضائلت هنوز کسی تو دو عالم به گردپات هم نمیرسه

هستم غلام قنبر و از عالمی سرم

شادم که خاک ای غلامان حیدرم

جمال مولا امیرالمومنین٬یعسوب الدین٬اسدالله الغالب

٬علی ابن ابیطالب علیه السلام

صلوات

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 22:0  توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام