
|
|
||
|
مرحوم مظفّر در کتاب خود٬السّقیفه٬کوشیده که از منظری کلامی بدین ماجرا بنگرد و اثبات کند که آنچه در سقیفه شد اولآ بر مبنای اختیار و اجماع امّت نبود و ثانیآ مخالفت با نصّ شرعی داشت.البته این دیدگاهی تازه نیست و پیش از وی بسیاری از علمای شیعه از این منظر بدین ماجرا نگریسته اند٬همچون شیخ مفید(ت:۴۱۳هـ.)در کتاب اَمالی و مُحاضرات و مرحوم سیّد بن طاووس(ت:۶۶۴هـ)در کتاب ارزشمند کشف المَحَجَّة.
آقای محمد باقر بهبودی ٬در کتاب سیره علوی٬حوادث پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)را تا شهادت امیرالمومنین(ع)مورد بررسی قرار داده و در این میان٬بحث مفصّل و مفیدی را درباره سقیفه مطرح کرده است.وی سقیفه را حاصل نقشه ای از پیش طرّاحی شده می داند که مسلمانان را در مقابل کاری انجام شده قرار داد٬منتها٬دامنه این نقشه را تا زمان عثمان و معاویه نمی بیندو لذا بحث ایشان٬علی رغم دقّت و استناد علمی آن٬نا تمام می ماند. عبدالفتّاح عبدالمقصود سقیفه را محلّ ظهور عملیاتی از پیش طرّاحی شده می داند که در آن نه خبری از شورا بود و نه جایی برای حاکمیّت شورا.از نظراو٬سقیفه می تواند آغاز حکمرانی کسانی باشد که می خواستند حکومت را چون گویی در میان خویش به گردش آوردند. گرچه عبدالفتّاح عبدالمقصود٬نیز در این ماجرا نشانه های روشنی از برنامه ریزی قبلی می بیند٬نهایتآ٬روایات متضمّن تصریح عُمَر به نام افرادی که اگر زنده می بودند آنان را پس از خود به خلافت می گماشت٬جعلی میشماردو بر خلاف آنچه که در ابتدای کتاب خود عرضه داشته٬تبانی این سه دوست(ابوبکر٬عمر٬ابوعبیده جرّاح)را بر غصب خلافت و گرداندن آن در میان خود٬ضعیف شمرده گردن نمی نهد. و امّا ویلفرد مادلونگ٬ مستشرق آلمانی الاصل٬در کتاب خود٬ابتدا نظریه لامنس(Lammens)را درباره مثلث قدرت(ابوبکر٬عمر٬ابوعبیده جرّاح)مطرح می کند و از قول کایتانی تصریح می کند که در این مثلث٬الهام بخش اصلی٬عُمَر بوده است و نتیجه می گیرد که پیامبر اکرم(ص)٬به هیچ وجه٬در نظر نداشت که ابوبکر جانشین طبیعی او باشد و به انجام این کار رضایت نداشت.وی مؤکّدآ تصریح می کند که جایگاه ممتاز حاکمیت بر جامعه اسلامی٬که ابوبکر آن را به قریش اختصاص داده بود٬هیچ مبنایی در قرآن نداشت. با این همه مادلونگ هیچ اعتقادی به تصریح پیامبر (ص) درباره جانشینی امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع)نیز ندارد و حتی درباره واقعه غدیر خم نیز چنین اظهار نظر می کند که "ظاهرآ آن هنگام٬موقع مناسبی نبود که علی را به جانشینی خود منصوب کند.احتمالآمحمد(ص)به امید آنکه طول عمر ِاوبه اندازه ای باشد تا یکی از اسباطش را تعیین کند٬این تصمیم گیری را به تأخیر انداخت." وی نهایتآ چنین نتیجه می گیرد که پیامبر(ص) بدون تعیین جانشین از دنیا رفت.علاوه بر این مادلونگ احادیث عبدالله بن عبّاس را هم٬که در آنها اعترافات صریح عُمر به علّت منع خلافت از علی (ع) گزارش شده است٬بی اعتبار می داند٬بی آنکه در این باره دلیلی مقبول ارائه کند. در بخش پایانی کتاب٬مادلونگ پا را از این هم فراتر می گذارد و اصلآعدم تعیین جانشین را سنّت پامبر(ص)اعلام می کند و حتی می گوید که شاید علی (ع)هم بنا به همین سنّت مایل نبود در زمان خلافت خود جانشینی برای خویش انتخاب کند٬هرچند بالأخره به حسن(ع)وصیّت کرد.البته مادلونگ معتقد است که ابوبکر طالب خلافت بود و بی تردید پیش از رحلت پیامبر (ص) تصمیم گرفته بود که آن خلیفه خود او باشد٬بدون آنکه از جانب پیامبر(ص)بدین کار نامزد شده باشد٬لذا تصمیم گرفت برای رسیدن به این آرزو مخالفان قدرتمند خود را که از اهل بیت پیامبر(ص)بودند از میان بردارد و به انتظار فرصت نشست.این فرصت را اشتباه عجولانه انصار٬برای انتخاب رهبر از میان خود٬به دست او داد. بدین ترتیب٬مادلونگ نیز بر وجود نقشه و طرحی قبلی برای رسیدن به خلافت از جانب ابوبکر تأکید دارد٬منتها بروز و ظهور این تصمیم را در سقیفه امری اتفاقی می داند و همیاری چند تن دیگر از قریش را در این کار٬در گردن نهادن اکثریت قریش و انصار به خلافت ابوبکر مؤثر می شمارد.خاصّه که ابوبکر٬با گفتن این جمله که "قریش حقِّ دسته جمعی برای حکومت دارد"٬آنان را اغفال کرده بود و آنان نیز از این که حکومت٬همچون نیوّت در انحصار خاندان پیامبر(ص)نمی ماند راضی بودند. بر اساس نظر علامه سیّد مرتضی عسکری رحمة الله علیه سقیفه در یک روز و یا طرّاحی یک نفر برای خلافت خلاصه نمی شود٬بلکه سقیفه آغاز بروز و ظهور اجرای نقشه ای حساب شده است که طیّ آن افرادی معیّن از قریش می بایست٬یکی پس از دیگری ٬زمام حکومت را به دست گیرند تا آن را٬پیوسته از اهل بیت پامبر(ص)ـ که بنابه نصّایشان جانشینان بر حقّ پیامبر بودند ـ دور دارند ونهایتآ آن را به بنی امیّه بسپارند.این نقشه اجرا شد ٬لکن با قتل عثمان و خلافت امیرالمومنین (ع) ناتمام ماند.این تحلیل که بر مبنای منابع درجه اول مکتب خلفاست در نوع خود بی نظیر است. مطلب بعد پی ریزی سقیفه در زمان حیات پیامبر اکرم(ص) یا علی مددی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 13:16 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام
|
|
||
|
|
||
|
شعر از دیوان ژولیده نیشابوری عشق از روز ازل آینه دار زینب است صبر مات از صبر و عزم استوار زینب است در جهان آفرینش بین زنها روزگار تشنه شهد ولایت از وقار زینب است جدّ او باشد محمد باب او باشد علی عصمت کبرای حق آموزگار زینب است کس ندیده داغ روی داغ و غم بر روی غم آنکه دیده قلب زار و داغدار زینب است از دم گرمش نفسها میشود در سینه حبس اختیار جان مگر در اختیار زینب است کوفه را تبدیل کردن بر دیار مردگان نیست کار هیچ کس این کار کار زینب است درک فیض از چشم مستش می کند شرم حیا شرم از فرط خجالت شرمسار زینب است هر بهاری را خزانی هست اما در جهان گر بهار بی خزان خواهی بهار زینب است دختر دخت نبی بودن به فتوای زمان در جهان آفرینش افتخار زینب است در مقام بردباری نمره او هست بیست چون علی معیار صبر آموزگار زینب است کیست زینب آنکه در اوصاف او ژولیده گفت عشق از روز ازل آئینه دار زینب است
ولادت عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها بر همه شیفتگان و دلدادگان درگهش گرامیباد از روز نخست زندگی تا به ممات بر صولت حیدری زینب صلوات |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:0 توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام
|
|
||