سلام عليكم
ممنون كه تو اين طرح پر اجر شركت كرديد انشاالله به بركت اين زيارت عاشورا در روز محشر اين بزرگواران از ما دستگيري كنند
خدا رو شاكريم كه اين طرح با سادات شروع شد و به سادات هم ختم ميشه!
فردا همه به نيابت از جناب سيد ابن طاووس رحمت الله عليه نويسنده كتاب ارزشمند ومقتل معتبر لهوف مي خونيم .
التماس دعا يا علي مدد
اجابتي سبز
سيد بن طاووس از ابو جعفر محمد بن هارون بن موسي تلعکبري روايت مي کند که مي گفت: ابوالحسن بن ابي البغل کاتب برايم اين حکايت را نقل کرد که:
برعهده گرفتم کاري را از جانب ابي منصور بن صالحان، پس از آن ميان ما کدورتي پيدا شد که باعث شد از ترس خود را پنهان کنم و او در جستجوي من برآمد.
پس از مدتي که پنهان و هراسان بودم عزم رفتن به مقابر قريش يعني مرقد منور حضرت امام کاظم(ع) را گرفتم و شب جمعه اي خود را به آنجا رساندم و از ابن جعفر قيم خواهش کردم که آن شب را در حرم مطهر بگذارد و دربهاي حرم را ببندد وسعي کند مکان مقدس خالي باشد تا بهتر متوسل شوم و همچنين ايمن باشم از ابي منصور بن صالحان و افراد او.
او درخواست مرا اجابت کرد و دربها را بست، آن شب، شب باراني بود و نيمه هاي شب باد و باران آنقدر شدت گرفت مه تردد مردم را قطع کرد.
من مشغول دعا و زيارت و نماز بودم که ناگهان صداي پايي از سمت ضريح مولايم حضرت موسي بن جعفر شنيدم، ديدم مردي است مشغول زيارت است و سلام بر حضرت آدم(ع) و پيامبران اولوالعزم مي دهد آنگاه بر ائمه(ع) يک يک سلام ميداد و نام مي برد تا رسيد به نام مقدس حضرت صاحب الزمان (ارواحنا فداه) و او را ذکر نکرد، از عمل او تعجب کردم و گفتم: شايد او نام مقدس حضرت امام زمان (ارواحنا فداه) را فراموش کرده و يا اين که اين خود يک مذهبي است که اين مرد به آن اعاتقاد دارد.(يعني يازده امامي است.)
هنگامي که از زيارت فارغ شد دو رکعت نماز خواند و صورت مبارکش را به سمت مرقد منور حضرت امام محمد جواد(ع) کرد و به همان نحو زيارت کرد و دو رکعت نماز خواند.
او جواني بود کامل و لباس سفيد پوشيده بود وعمامه اي بر سر داشت که حِنک براي اوقرار داده بودو ردائي بر کتف مبارکش انداخته بود و من از او مي ترسيدم به من فرمود: اي ابوالحسن بن ابي البغل! چرا دعاي فرج را نمي خواني؟
گفتم: آقا جان اين چه دعايي است؟
فرمود: دو رکعت نماز به جاي آور سپس اين دعا را بخوان:
يا من اضهر الجميل و ستر القبيح يا من لم يواخذ بالجريرة و لم يهتک الستر يا عظيم المن، يا کريم الصفح، يا حسن التجاوز، يا باسط اليدين بالرحمة، يا منتهي کل نجوي، يا غاية کل شکوي، يا عون کل مستعين، يا مبتدئاً بالنعم قبل استحقاقها.
يا سيدة(ده مرتبه) يا مولاه(ده مرتبه)
يا غلبتاه(ده مرتبه) يا منتَهي غاية رغبتاهُ(ده مرتبه)
بعد از آن دعا کن و بطلب حاجت خود را، سپس مي گذاري صورت راست خود را بر زمين و صد مرتبه مي گوي :
يا محمد، يا علي، يا علي، يا محمَّد اِکفِياني فَاِنَّکما کافِياي و انصُراني فانَّکُما ناصِراي
سپس مي گذاري طرف چپ خود را بر زمين . صد مرتبه مي گوي :
ادرکني، ادرکني، ادرکني، ... و آن را بسيار تکرار کن و سپس بگو : الغوث، الغوث، الغوث،... آن قدر اين ذکر را مي گوي تا نفست قطع شود.
سپس سر بر مي داري بدن که خداي تعالي به کرم خود حاجت خود را بر مي آورد . انشاالله
من مشغول دعا و نمازي شدم که فرمود و او به بيرون رفت. هنگامي که فارغ شدم از نماز و دعا رفتم بيرون که از ابي جفر قيم سوال کنم از اين مرد و چگونه داخل شدن آن .
ديدم درهت قفل و بسته است تعجب کردم و گفتم : شايد دري باشد که من نمي دانم خود را به ابي جعفر قيم رساندم و آن را در اتاق زيت(يعني محل نگهداري روغن چراغ هاي حرم) بود از حال آن مرد پرسيدم گفت درها قفل است چنان که ميبيني و براي کسي در را باز نکردم.
من از برخورد خودم با او و تکلم او با من برايش گفتم گفت :
اين مولاي ما حضرت صاحب الامر (ارواحنا فداه) است و من مکرر آن جناب را ديده ام که در چنين شبي در وقت خالي بودن حرم مطهر به زيارت آمده است
ابي الحسن بن ابي البغل مي گويد : تاسف خوردم از آن نعمت بزرگ (يعني ديدار با امام زمان) که مي توانستم استفاده بيشتري کنم که از من فوت شد و از دست دادم.
نزديک طلوع فجر از حرم بيرون آمدم و خود را به کرخ (محلي که در آن پنهان شده بودم) رساندم.
روز هنوز به چاشت نرسيده بود که افراد ابي صالحان به جست و جو آمدند و از دوستانم از منزل من سوال مي کردن و از آنها اماني به خط خود وزير بود .
من همراه يکي از دوستانم نزد او رفتم، تا مرا ديد برخواست و در آغوش گرفت و گفت حال تو به انجا کشيده که شکايت مرا به حضرت صاحب الزمان مي کني؟
گفتم : دعائي و سوالي بود .
گفت واي بر تو ديشب در خواب مولايم حضرت صاحب الزمان (ارواحنا فداه) را ديدم که مرا امر کردند به نيکي و احسان به تو و به من تشدد کردند به نحوي که ترسيدم
نوشته شده توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام در شنبه پنجم دی 1388 ساعت 12:25 موضوع | لینک ثابت
بيش ازين بابا دلم را خون مكن
زاده ليلي، مرا مجنون مكن
امام حسين(عليه السلام) محاسن شريفش را به طرف آسمان بلند کرد و فرمود: «اللهم اشهد علي هؤلاء فقد برز اليهم اشبه النّاس برسولک محمّد خَلقاً و خُلقاً و منطقاً ؛ پروردگارا! تو را بر اين قوم شاهد ميگيرم، در برابر اينها شخصي به رزم آمده که او شبيهترين مردم در خلقت ظاهري و اخلاق باطني و گفتار به رسول تو – محمد صلي الله عليه و آله – است.»
مثير الاحزان، ص 68
سپه كوفه و شام ايستاده به تماشاي شه و شه زاده
شه روي نعش علي افتاده همه گفتند حسين جان داده
پس از سلام علي بود که امام به بالين فرزند خود آمد. گفتهاند: «وَ اَنکبَ عليهِ و اَصفا خَدَّهُ عَلي خَدِّهِ؛ و خود را روي علي انداخت و گونه بر گونه فرزند نهاد.»(اللهوف، ص 4) بدن قطعه قطعه شدهي علي، چنان امام را متأثر ساخت که آن قوم را نفرين کرد: «قتل الله قوماً قتلوک(الارشاد، ج2، ص 106.)؛
خداوند بکشد قومي که تو را کشت.» سپس فرمود: «يا بنيّ ما اجراهم علي الرّحمن و علي انتهاک حرمة الرّسول؛ اي پسرم! اينها نسبت به خدا چه گستاخ و بي شرماند و هتک حريم رسول خدا ميکنند.»
در آن حال اشک از چشمان مبارک امام سرازير شد و فرمود: «علي الدّنيا بعدک العفا؛ پس از تو اي پسرم! افّ بر اين دنيا باد.» (مقاتل الطلبين؛ اللهوف، ص 49؛ الارشاد، ج 2، ص 106.) و نيز فرمود: «يعزّ علي جدّک و ابيک ان تدعوهم فلا يجيبوک، تستغيث بهم فلا يغيثوک؛ بر جد و پدرت گران است که تو آنها را بخواني، ولي آنها تو را پاسخ نگويند، و به آنها پناه بري ولي پناهي ندهند.» (مقتل الحسين مقرم، ص 324.)
سپس امام مشتي از خون پاک علي را بر گرفت و به طرف آسمان پاشيد. قطرهاي از آن روي زمين نريخت؛(مقتل الحسين مقرم، ص 324.) در زيارت صحيح السندي که امام صادق (عليه السلام) به ابوحمزه ثمالي آموختهاند، اينگونه آمده است:
بِابي انتَ و امّي من مذبوح و مقتولٍ من غير جرم، و بابي انت و امّي دمک المرتقي به الي حبيب الله، بالبي انت و امّي من مقدّمٍ بين يدي ابيک يحتسبک و يبکي عليک، محرقاً عليک قلبه، يرفع دمک بکفّه الي عنان السّماء لا ترجع منه قطرةٌ، و لا تسکن عليک من ابيک زفرةٌ(کامل الزيارات، ص 416.)؛
پدر و مادرم فداي آن سر بريده که بدون هيچ جرم و گناه کشته شد. پدر و مادرم فداي خون بالا رونده تو، به سوي حبيب خدا، پدر و مادرم به فداي تو، اي کسي که از پدرت پيشي گرفتي در حالي که او تو را به شمار آورد و بر تو بگريست. دل او به سبب مصيبت تو آتش گرفت و خونت را به آسمان ميپاشيد، به گونهاي که قطرهاي از آن بازنگشت، و آه پدرت بر مصيبت تو هرگز آرام نگرفت.
نوشته شده توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام در جمعه چهارم دی 1388 ساعت 7:38 موضوع | لینک ثابت
شکر خدا را که در پناه حسینیم
گیتی ازین خوبتر پناه ندارد
نوشته شده توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 ساعت 18:37 موضوع | لینک ثابت

پ.ن۱:
برای شرکت در این طرح نام خودتون/نام عالم يا عارف انتخابیتون/آدرس ایمیل یا وبلاگتون رو برای ما بنویسید
پ.ن۲:
شروع این طرح از روز عاشوراست تا اربعین حسینی
علمای انتخاب شده:
۱.جناب سیدابن طاووس رحمت الله علیه
۲.حضرت آیت الله سید علی قاضی رحمت الله علیه
۳.حضرت امام خمینی رحمت الله علیه
۴.حضرت شيخ عبد الحسين اميني(علامه اميني) رحمت الله علیه صاحب «الغدير»
۵.حضرت شیخ ابوالحسن اصفهانی رحمت الله علیه
۶.آیت الله العظمی مرعشی نجفی رحمت الله عليه
۷.حضرت آیت الله بهجت رحمت الله علیه
۸.حضرت علامه سيد مرتضي عسگري رحمت الله عليه
۹ـحضرت آیت الله بروجردی رحمت الله علیه
۱۰-شهيد حجت الاسلام و المسلمين سيد علي اندرزگو رحمت الله عليه
۱۱-حضرت آیت الله سید علی خامنه ای روحی له الفدا
۱۲-حضرت آیت الله کوهستانی رحمت الله علیه
۱۳-آیت الله میرزا هاشم آملی رحمت الله علیه
۱۴-آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمت الله علیه
۱۵-حضرت علامه سید محمد حسین طباطبایی رحمت الله علیه
۱۶-حضرت آیت الله سید محمد حسین طهرانی رحمت الله علیه
۱۷-آقای میرزا اسماعیل دولابی رحمت الله علیه
۱۸.شيخ جعفر شوشتري رحمت الله عليه
۱۹.حضرت آیت الله آخوند ملامحمد کاظم خراسانی رحمت الله علیه
۲۰.آیت الله سید عبدالکریم کشمیری رحمت الله علیه
۲۱.آیت الله محمد علی اراکی رحمت الله علیه
۲۲.آیت الله حسن صافی اصفهانی رحمت الله علیه
۲۳.آیت الله سیدحسن مسقطی رحمت الله علیه
۲۴.آیت الله شیخ محمد شریعت رحمت الله علیه
۲۵.آیت الله ملا عباس تربتی رحمت الله علیه
۲۶.آیت الله محمد حسین نائینی رحمت الله علیه
۲۷.آیت الله شیخ حسنعلی نجابت رحمت الله علیه
۲۸.شیخ محمد حسن نجفی(صاحب جواهر)رحمت الله علیه
۲۹.آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی رحمت الله علیه
۳۰.شیخ محمد محسن منزوی(شیخ آقابزرگ تهرانی)رحمت الله علیه
۳۱.آیت الله حسنعلی مروارید رحمت الله علیه
۳۲.حضرت شیخ جعفر محتهدی رحمت الله علیه
۳۳.آیت الله شیخ عباس قمی رحمت الله علیه
۳۴.آیت الله شیخ عبدالله مامقانی رحمت الله علیه۳
۳۵.آیت الله محمد حسین غروی اصفهانی رحمت الله علیه
۳۶. الله محمد علی شاه آبادی رحمت الله علیه
۳۷.حضرت شیخ مرتضی زاهد رحمت الله علیه
۳۸.حاج آقا رحیم ارباب رحمت الله علیه
۳۹.میرزا جهانگیر خان قشقایی رحمت الله علیه
۴۰.آیت الله سید محمد حسن الهی طبابایی رحمت الله علیه
نوشته شده توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 ساعت 17:58 موضوع | لینک ثابت
معمولاً انساني كه در لحظه مرگ قرار مي گيرد و يا خود را در برابر جلّادي مي يابد٬
كه پس از چند لحظه٬او را اعدام مي نمايد٬حالت بحراني و اظطراب پيدا مي كند٬اگر
قادر به سخني باشد٬آن سخن را با كمال ضعف و تزلزل بيان مي نمايد٬و از سراسر
وجودش ضعف و عجز مشاهده مي شود.
ولي مردان خدا و آزادگان قهرمان الهي٬از اين سرافكندگي مستثني هستند٬ حضرت
مسلم عليه السلام از آن مرداني است كه در همين لحظه خطرناك٬همانند شيري
زخم خورده٬سخن آتشبارش با شكوه و عظمت خاصّي موجب سركوبي و ذلّت
ابن زياد شد.
وصيّت او نيز تابلو گويايي است كه از عظمت مقام٬پاكزيستي و صلابت او حكايت
مي كرد٬هيچ گونه اظهار ضعف در آن نيست٬بلكه بيانگر ارزش هاي والاي انساني٬
و حقارت و رذالت دشمن است.
وامّا وصيت:
ابن زياد به مسلم عليه السلام گفت:سوگند به جانم كشته خواهي شد.
مسلم عليه السلام:آيا مرا خواهي كشت؟
ابن زياد:آري.
مسلم عليه السلام:پس بگذار من به بعضي از بستگانم وصيّت كنم.
ابن زياد:وصيّت كن.
حضرت مسلم عليه السلام نگاه به افرادي كه در آنجا بودند نمود٬چشمش
به عمرسعد افتاد٬فرمود:
اي عمر!بين من و تو رابطه خويشاوندي هست٬و من اكنون حاجتي به تو دارم كه لازم است آن را ادا كني(به وصيّت من عمل نمايي) ولي آن حاجت(وصيّت) پنهاني است.
عمر سعد (كه خود باخنه مال و منال ابن زياد شده بود٬به خاطر اينكه مبادا رابطه اش با ابن زياد تيره گردد) از شنيدن وصّيت حضرت مسلم عليه السلام امتناع ورزيدند.
ابن زياد به او گفت:چرا از شنيدن وصيةت پسر عمويت امتناع مي ورزي؟
وقتي عمر سعد٬رضايت ابن زياد رو دريافت٬برخاست و با مسلم عليه اسلام به كنار رفت٬و در گوشه اي نشست٬به طوري كه ابن زياد هر دو را مي ديد.آنگاه حضرت مسلم عليه السلام وصيّت خود را بيان كرد:
۱. من در شهر كوفه قرضي گرفته ام و آن هفتصد درهم است٬زره و شمشير مرا بفروش و بدهكاري مرا بپرداز.
۲.هنگامي كه كشته شدم٬بدن مرا از ابن زياد بگير و دفن كن.
۳.شخصي را نزد حسين عليه اسلام بفرست٬تا او را از اين سفر بازگرداند٬زيرا من به او نوشته ام كه مردم با او هستند٬و چنين گمان دارم كه او اكنون در راه است.
عمر سعد نزد ابن زياد آمد و براي اينكه ابن زياد به او بدگمان نشود٬وصيّت حضرت مسلم عليه السلام را نزد او فاش ساخت٬ابن زياد به عمر سعد گفت:
شخص امين به تو خيانت نمي كند ولي گاهي مرد خائن٬امين مي شود٬خداوند زشت كند روز تو را كه امانت را تباه كردي.
سپس ابن زياد سخنش را خطاب به عمر سعد چنين ادامه داد:
امّا در مورد وصيّت اوّل بدهكاريش و اموالي كه دارد٬در اختيار تو است٬و ما از آن جلوگيري نمي كنيم٬هرچه خواهي انجام بده و در مورد بدنش ما باكي نداريم٬وقتي كه او را كشتيم هرچه بخواهند در مورد آن انجام دهند(او را دفن كنند.)
امّا در مورد حسين عليه السلام اگر او به ما كاري نداشته باشد٬ما نيز به او كاري نداريم.
به فرمان ابن زياد٬ مسلم عليه السلام را به مجلس او آوردند٬ نگهبان به مسلم عليه السلام گفت:بر امير سلام كن.مسلم عليه السلام فرمود:
واي بر تو ساكت باش٬سوگند به خدا او امير و رييس من نيست.
ابن زياد گفت:اشكالي ندارد٬سلام كني يا نكني٬كشته خواهي شد.
مسلم عليه السلام با كمال قاطعيّت جواب داد:
اگر تو مرا بكشي تازگي ندارد٬زيرا در گذشته بدتر از تو بهتر از مرا كشته است٬از اين گذشته تو در زجر كشي و كار زشت مثله و ناپاكي و پست فطرتي و غرور در حال پيروزي٬به هيچ كس مجال نمي دهي كه سزاوارتر از تو به اين جنايات باشد.
ابن زياد در حالي كه عصباني بود گفت:اي مخالف سركش و نمك به حرام٬تو بر پيشوايت خروج كردي٬و صف مسلمانان را در هم شكستي٬وبين آن ها فتنه و آشوب بر انگيختي.
اينجا بود كه مسلم عليه السلام به طور صريح گوشه اي از جنايات معاويه و پسرش يزيد و شخص ابن زياد و پدرش را بيان كرد و در پاسخ او فرمود:
اي پسر زياد!وحدت مسلمانان را معاويه و پسرش يزيد٬در هم شكست٬فتنه و آشوب را تو و پدرت زياد پس عبيد برده طايفه علاج از قبيله ثقيف٬بر پا نمود٬نه من.
من اميدوارم خداوند مقام شهادت را به دست بدترين خلقش را نصيب من گرداند.
ابن زياد گفت:تو در آرزوي چيزي(فرمانروايي حسين عليه السلام) بودي كه خدا تو را به آن نرسانيد٬بلكه آن را به دست اهلش(يزيد) سپرد.
مسلم عليه السلام در پاسخ فرمو:اي پسر مرجانه(كه از زنان آلوده و ناپاك آن زمان بود) چه كسي صلاحيت زمامداري را دارد؟
ابن زياد گفت:يزيد بن معاويه شايسته آن است.
مسلم علیه السلام فرمود:شکر و سپاس٬مخصوص خداوند است٬ما به داوری خدا راضی هستیم٬و از در گاهش می خواهیم که او در این باره حکم کند!
ابن زیاد گفت:تو گمان می کنی برایت در این کار(زمامداری) بهره و نصیبی هست؟!
مسلم علیه السلام گفت:سوگند به خدا نه اینکه گمان دارم٬بلکه یقین دارم.
ابن زیاد گفت:بگو بدانم چرا به این شهر(کوفه) آمده ای و محیط آرام این شهر را به هم زده ای٬و در بین مردم این شهر٬تفرقه افکنی کرده ای؟
مسلم علیه السلام فرمود:منظور من از آمدن به این شهر٬تفرقه افکنی نبود٬بلکه این شما بودید که کارهای زشت را آشکار و کارهای نیک را از میان اجتماع بردید٬و بدون رضای مردم بر آنان حکومت کردید٬و دستورهای الهی را واژگونه بر مردم تحمیل نمودید و همچون کسری و قیصر(شاه ایران و روم)در میانشان رفتار نمودید٬ولی ما آمدیم تا برنامه امربه معروف و نهی از منکر و دعوت به حکم قرآن و سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله را اجرا کنیم٬و صلاحیّت و لیاقت این کار را بر طبق دستور رسول خدا صلی الله علیه و آله داشتیم.
ابن زیاد(که سخت عصبانی و شعله ور شده بود)به یاوه سرایی و سخنان رکیک و ناسزاگویی به مقام ارجمند حضرت علی علیه السلام و حسن و حسین علیهماالسلام و عقیل پرداخت حضرت مسلم علیه السلام فرمود:
تو و پدرت سزاوارتر به دشنام هستید ای دشمن خدا هر چه خواهی انجام بده.
ابن زیاد به بُکیر بن حُمران فرمان داد که مسلم علیه السلام را بر بالای قصر دارالاماره ببرد و در همانجا گردنش را بزند.
بکیربن حمران٬حضرت مسلم علیه السلام را بر بالای قصر برد٬آن حضرت در این حال مشغول تسبیح خدا و استغفار و صلوات بر پیامبرش بود٬بکیربن حمران گردن آن مظلوم را زد٬سپس با ترس و لرز از بالای بام به پایین آمد٬آنگاه به حضور ابن زیاد رسید٬ابن زیاد به او گفت:چرا دستخوش ترس و لرز شده ای ؟
بُکیر پاسخ داد:ای امیر!هنگام کشتن مسلم علیه السلام مرد ساه چهره بدقیافه ای را در مقابلم دیدم که انگشت هایش را می گزد٬آن چنان از دیدن او ترسیدم که هرگز چنین نترسیده بودم.
ابن زیاد گفت:گویا این حالت به خاطر وحشتی بوده که به تو دست داده است.
در روایت دیگر آمده:بکیر بن حمرا وقتی که خواست مسلم علیه السلام را بکشد٬دستش از کارافتاد٬از شدّت ترس و هراس٬از بالای قصر به زیر آمد٬و ماجرا را به ابن زیاد گفت٬ابن زیاد ناگزیر یک نفر شامی را برای کشتن مسلم علیه السلام مأمور نمود٬او رفت و بر بالای بام گردن مسلم علیه السلام را از تن جدا نموده و آن را از بالا به زیر افکند٬سپس بدن نازنینش را به پایین انداخت.
سپس ابن زیاد فرمان قتل هانی بن عُروه (میزبان حضرت مسلم علیه السلام) را صادر کرد٬مأموران ابن زیاد او را (که۸۹سال داشت)برای کشتن حرکت دادند٬او در مسیر راه به طور مکرر قبیله مَذحِج را به کمک می طلبید و می گفت:ای قبیله مذحج کجایید؟امروز چرا قبیله مذحج به داد من نمی رسد٬ای دودمان من به دادم برسید.آیا عمود٬یا کارد و یا سنگ یا استخوانی نیست که من با آن با دشمن بجنگم؟
مأموران به او گفتند؟ای هانی!گردنت را بکش(تا سرت را جدا کنیم)
هانی گفت:من در دادن جان به شما بخشش نمی کنم٬و در کشتن خود شما را یاری نمی نمایم.
در این هنگام غلام عبیدالله بن زیاد که نامش رشیدبود٬شمشیرش را بلند کرد و بر گردن هانی فرود آورد و او را شهید کرد.
شیخ مفید در کتاب ارشاد می نویسد:غلام ابن زیاد به نام رشید با شمشیر بر گردن هانی زدولی آن ضربه کارگر نشد٬هانی در این حال گفت:
بازگشت به سوی خدا است٬خدایا به سوی رحمت و خشنودی تو آیم.
در این هنگام آن غلام ضربه دوم را بر گردن هانی فرود آورد و او را کشت.
پی نوشت ها
ترجمه ارشاد شیخ مفید ج۲
ناسخ التّواریخ به نقل عبدالله بم محمد رضاالحسینی.
لهوف سید ابن طاووس
نوشته شده توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 ساعت 7:51 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 ساعت 10:16 موضوع | لینک ثابت
شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
خدایا شکرت که به ما این توفیق رو دادی که همیشه تا بوی محرم حسینت می آید
لباس مشکیامونو تن می کنیم و از ته دل برای ارباب عزاداری می کنیم
خدایا این لباس مشکی برای ما از لباس احرام حجاج عزیز تر
خدایا شکرت٬خدایا شکرت٬خدیا شکرت که امسال هم تونستیم وارد محرم بشیم
خدایا اونیکه حسین علیه السلام رو نداره چی داره؟؟!!
اونیکه ارباب رو نمیشناسه بیچاره عالمه
خدایا شکرت که از زمانی که چشم باز کردم تو هیئت بودم
من غم و عشق حسین با شیر از مادر گرفتم
خدایا رزق ما رو تو محرم زیاد کن
اشک برای ارباب رزق ماست
به حق ناموس دهر به حق حبيبه خودت حضرت زهرا سلام الله عليها
رزق ما رو تو محرم زياد كن
خديا تو اين محرم معرفتمون رو زياد كن ظرفيتمون رو زياد كن
شكر خدارا كه در پناه حسينيم
عالم ازين خوبتر پناه ندارد
نوشته شده توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ساعت 6:45 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 ساعت 0:10 موضوع | لینک ثابت
ما تا پاي جان ايستاده ايم اگر مَرديد بسم الله...
خامنه اي زنده باد خمینی پاینده باد

نوشته شده توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام در شنبه بیست و یکم آذر 1388 ساعت 14:38 موضوع | لینک ثابت
تلاش برای جابجا کردن متهم اصلی در هتک حرمت به ساحت امام راحل
هتک حرمت به ساحت حضرت امام ره در مراسم روز دانشجو که در رسانه های داخلی و خارجی به صورت گستردهای بازتاب داشت، در حالی موجی از خشم و نفرت مردم ایران و گروه ها و تشکل های مختلف حوزوی و دانشگاهی را به دنبال داشته است، که یکی از اصلی ترین نهادهای مسئول پاسداشت اندیشه و حفظ حرمت امام راحل، که با ردیف بودجه ای کلان سال هاست به این نام مشغول فعالیت است، در اقدامی سوال برانگیز، به جای اعتراض به هتاکان حضرت امام به منتشر کنندگان این خبر اعتراض واداشته است!
به گزارش رجانیوز، پس از انتشار تصاویر هتک حرمت حضرت امام ره در رسانه ها و صدا وسیما، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) با انتشار نامه ای که بیشتر به بیانیه حزبی یک گروه سیاسی خاص شباهت داشت و از اشتراک گفتمانی با نامه روز گذشته کروبی در همین رابطه برخوردار بود، به جای اعتراض به هتک کنندگان حرمت حضرت امام(ره) به عنوان متهمان اصلی این افتضاح ازئیس صدا وسیما به دلیل انتشار این خبر انتقاد کرده و سعی کرد صدا و سیما را متهم این ماجرا معرفی کند!
این نامه که به قلم حمید انصاری، قائم مقام این موسسه نوشته شده است، با ادبیاتی شبیه به ادبیات وکیل مدافع هتاکان، ابتدا منکر هتک حرمت نسبت به حضرت امام شده و بیان می کند: " نخست آنکه آنچه از گزارشهای مختلف افرادی که در صحنههای تلخ روز دانشجو در دانشگاههای مختلف حضور داشتهاند، استفاده میشود آن است که موضوع بدان گونه که در برنامه تلویزیون نشر یافته، نبوده و علیرغم آنکه در این روز بعضا شعارهای ساختار شکنانه دیگری، با کمال تاسف مطرح شده، اما هتک حرمتی نسبت به ساحت امام خمینی (س)گزارش نشده است."
انصاری در بخش دیگری از نامه اش با انتقاد از صداو سیما به دلیل انتشار این تصاویر، می نویسد: " نکته حائز اهمیت آن است که هیچ یک از شبکههای خارجی و رسانههای دیداری و نوشتاری- علی ما نقل- چنین مطلبی را انعکاس ندادهاند و این اشتباه تنها مخصوص صدا و سیمای جمهوری اسلامی است." و این در حالی است که بسیاری از این تصاویر از شبکه های خارجی از جمله العربیه و الجزیره در روزهای پیش از این منتشر شده بود.
در همین حال و با وجود آنکه موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) وجهه همت خود را به انتقاد از منتشر کنندگان این تصاویر گذاشته است، در هیچ بخشی از این نامه به هتاکان حضرت امام(ره) ، و زمینه های فکری و سیاسی این هتاکی ها در سال های گذشته اشاره ای نکرده و از آن انتقادی به عمل نیاورده است، چنانکه پیش از این و در سال های حاکمیت دولت اصلاحات نیز این سستی در موسسه مذکور نسبت در پاسداری از حرمت حضرت امام (ره) بارها مورد انتقاد دلسوزان انقلاب قرار گرفته بود.
در سال های گذشته مسئولین این موسسه در حالی در مقابل بسیاری از تحریفات در سخنان حضرت امام توسط برخی جریانات سیاسی نزدیک به خود ترجیح دادنده اند سکوت اختیار کنند، که در موارد سیاسی بسیار کم اهمیتتر، بارها به انتقاد و نامه نگاری پرداخته اند.
اما در این مورد نیز در حالی که مردم انتظار داشتند موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) ،با توجه به این هتک حرمت بی سابقه، به ساحت حضرت امام ره که موجب تعطیلی حوزه های علیمه نیز شد، میدان داری اعتراضات به هتاکان را برعهده بگیرد، باز هم شاهد حاکمیت نگاه سیاسی بر این موسسه و موضع گیری های تعجب برانگیز هستیم، به نحوی که با تحت الشعاع قرار دادن اصل موضوع که همانا هتک حرمت به بنیانگذار جمهوری اسلامی است، منتشر کنندگان این تصاویر را به عنوان متهم اصلی معرفی کند!
نوشته شده توسط غلام قنبر مولا علی علیه السلام در شنبه بیست و یکم آذر 1388 ساعت 14:36 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

هستم غلام قنبر از عالمی سرم
شادم که خاک پای غلامان حیدرم
###############
اي آنـکه بــــه ملک جـــان خدايي
يکـــــتا و بـــــــزرگ و رهـنــمــايـي
رزاق و حـکــــيم و حکــم فـــــــرما
غفــــار وغفــــور و بـــاسخـــــائي
مــلک و ملک وفـلک بــــه امــــرت
ستـــار وسليـــــم وپـــــادشاهي
جبـــــار و سميــــع و هـم بصيري
سـرچشــمه زمــــزم و بــقــــائي
از هست تــو ايـن جهان هستي
جـــــز تـــو نبود گـــره گشــــــائي
ذرات جـهــــــان در آستــــــانــــت
محتـــــاج نيــــــاز چون گـــــدائي
اي داده بـــه ما تــو عقل و دانش
آگـــه ز بـــــــد و ز خـــوب مــــائي
بــي امــــــر تـــو گل خــزان نگردد
بـــي مهــــر تــو غــم زدل رهائـي
از امــــر تو مــــه کند بــه عــــالـم
بــا پـــرتو خـــويش دلـــــربـــــايي
فـــــرمـانبـــــر تـــو بــــــروز روشن
خورشيــــد خـــداي روشنـــــايي
بـــرشش جـهـت وچـــهار ارکـــان
تــو مــالک و حــــاکم و خــــدائي
راز دل مـــــا نــگفــــــتــه دانــــي
بــــر هــر سخنـــي تـــو آشنايي
يـــارب نـتــوان نمــود هــــــرگــــز
بي نـــام تـــو من سخن سرائي
"ژوليده نيشابوري"
×××××××××××××
شیعه هر جا پاگذارد با علیست
اول و آخر کلامش یا علیست
شیعه یعنی گنج پنهان همه
مثل قبر بی نشان فاطمه (س)
××××××××××××××
همچون مگسان گرد پليدي منشين
زنبور عسل باش، انيس گل باش
یا علی مدد
التماس دعا
فهرست اصلی
دوستان
مصائب بی بی دوعالم علیها السلام
*** یَا فَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ «س» ***
خیرالبریه
حظ رب : فاطمه سلام الله علیها
پرواز روح
« نماز در کلام امير مومنان علي عليه السلام»
14noorمقدس
بچه های فاطمه علیها سلام
یاحسین غریب مادر(احسان)
وبلاگ ایران اسلام
حضور سبز
يا اباعبدالله (هفت حوض)
گل نرگس بیا....
صبح سفيد(دلتنگی عزیز)
سلام خدا(ساحل افتاده)
پايگاه اطلاع رساني امام خميني رحمه الله عليه
اعوذ بالله من الکرب والبلا
انجمن وبلاگ نویسان عاشورائی
یا قائم ال محمدبرای او که صاحب عصر است
اشك آسمان
khandan. m.h.m.d ريحانه
یــــار مـــا(رها)
تسبيح
رد پاي ايمان
محکم ××× ساعتهای آرامش یک قلب رازگو
سوز عشق
فضايل اهل بيت عليهم السلام
وبلاگ تخصصی دکتر سید محمد تیجانی حسنی (عالم اهل سنت که به حقانیت شیعه ÷ی برد و شیعه شد)
عشق بازی هایم با خدا
چشم خدا
یه پوتین یه پلاک
مقام معظم رهبری (مرجع تقلید و رهبرم)
مرا پير طريقت جز علي (عليه السلام) نيست
♥رستگاران♥
یه هرزه مذهبی
سبز علوي
شبكه جام جم1
حسرت خيس
شهيد رسول فاتح
پايگاه اينترنتي آقاي حسن زاده آملي
پايگاه اينترنتي آيت الله بهجت
پايگاه اينترنتي آقاي جوادي آملي
وب سايت امام خميني
خداي خوبيها
سلام شيعه
مردان بي ادعا
منتظر قائم (عج)
قالبهای مذهبی
پیوندهای روزانه
درد دل(حاج منصور ارضی)
من الغريب الى الحبيب(حاج قربون)
روضه حضرت مسلم محمود کریمی
پير طريقت علي
سساخ
علم وعرفان
پایگاه دکترسید محمد تیجانی سماوی
حقوق زن
هيئت سائلين حضرت زهرا سلام الله عليها
عشق و انتظار
روضه آب
هیئت فرهنگي مذهبي آل طاها اهواز
خدا , ائمه , مهدی , شهدا و ... عشق
کانون فرهنگی شهدا
محلات شهر گل ایران زمین
شکوفه گیلاس
دوستی(فاطمه)
ستاره عشق
به یقین یوسف ما آمدنیست
پیام صادق
نگاهی نو
شهر فرنگ(مائده)
هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهران
یار مهربون
شايد اين جمعه بيايد شايد
سرزمین عشق
کربلا6
کشته اشک
حق (علی ) - فدک ( فاطمه )
دیکشنری
خدا برای آسمان
یا مهدی (عج)
هيأت علمدار همدان
پیام نسیم
نا گفتنی های یک دانشجوی برق
گاهی چیزهای خوبی پیدا میشه
عمان ساماني
علی علیه السلام و زیبائیها
پخش مستقيم از كربلا
محرم
حسینیه
خدایا کمکم کن
محرم(برگی از صفحه ی عاشورا)
عطش
عـــذابهای جهنــــم
راهپیمایی روز قدس
حرم دل
اصل در انسان از ديدگاه اسلام
جانماز
رمضان ماه ریزش گناهان
آخرین نوشته ها
يا علي گفتيم عشق آغاز شد
علي اكبر عليه السلام
شکر خدا
تقليد از وبلاگ سفر بر مدار عشق
مسلم بن عقیل علیه السلام
بفرماييد روضه
محرم آمد....
ولایت فقیه ستون محکم انقلاب
لبيك
از فضل پدر تو را چه حاصل!!!!!
نوشته های پیشین
هفته اوّل دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
سایر امکانات
^ بالای صفحه ^